و گریستم در نبود تو...
و گریستم
در نبودِ تو
طوری که گویی قبل از این انجاماش ندادهام
گریستم با تمامِ وجود
گریستم که گویی نمیگریم
بلکه آب میشوم
یک مرتبه
و فرومیریزم
[{محمود درویش}]
و گریستم
در نبودِ تو
طوری که گویی قبل از این انجاماش ندادهام
گریستم با تمامِ وجود
گریستم که گویی نمیگریم
بلکه آب میشوم
یک مرتبه
و فرومیریزم
[{محمود درویش}]
عمری چکش برداشتم و بر سر میخی که روی سنگ بود کوبیدم .
اکنون میفهمم که هم چکش خودم بودم ، هم میخ و هم سنگ !
[{فرانتس کافکا}]
فاصله ها هرگز
مانعی برای دوست داشتن
برای عشق نیستند
درست!
اما اگر من اینجا گریه کنم
آیا در دور دست ها
گونه های تو خیس خواهند شد؟
[{جمال ثریا}]
برای مُردن
مرا میان مریمها و نرگسها نگذار
مرا رها نکن در آبهای جهان
به کهکشانها هم مرا نسپار
مرا نخست از میان النگوی آن نگاه
زاویهدارِ اُریب عبور ده
و بعد مرا به دور من بچرخان
و در میان النگوی
آن نگاه زاویهدارِ اُریب نگاهدار
نگاهدار و بچرخان
که من نبودهام
[{رضا براهنی}]
پ. ن:5 فروردین سالروز درگذشت استاد بزرگ شعر و ادب رضا براهنی
مرا به او بخواهانید؛
او شخصا مرا نمیخواهد...
[{رضا براهنی}]
چیزهایی هستند که تقریباً میتوانند مرا له کنند؛
مثل دیدن کسی که گریه نمیکند ولی صدایش پر از اشک است؛
و این جمله مدام در سرم تکرار میشود:
عشق حد وسط ندارد
یا نابود میکند،
یا نجات میدهد!
[{محمد رشیدی}]
خطاب به همه آنها که در این خاک و جغرافیای نحس نزیستهاند:
من در جهنمی بودهام، که تو ، دربارهاش خواندهای.
[{مارکی دو ساد}]
چه کسی باور میکند که
عمرِ خاطره بیشتر از عمرِ زخم است ؟
[{غادة السمان}]
در هر صورت انسان؛ این موجود کمال گرا همیشه و در هر مرحله از زندگیش یه دلیلی پیدا میکنه که ناراضی باشه و لذت نبره از این دو روز گذر عمر...
((نیلوفر نوشت))